💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران
Communicate with the World

یکشنبه 13 مرداد 1392
ن : bmenglish ارسال نظر(1)

The Importance of Speaking Practice

The Importance of Speaking Practice

There are 4 key skills when you learn a language:

  1. listening
  2. speaking
  3. reading
  4. writing

Which one of these is the "Odd-One-Out"? Which one of these is different from the other three? The answer is speaking. The other three you can do alone, on your own, without anyone else. You can listen to the radio alone. You can read a book alone. You can write a letter alone. But you can't really speak alone! Speaking to yourself can be "dangerous" because men in white coats may come and take you away!!

That is why you should make every effort possible to find somebody to speak with. Where can you find people who can speak English with you? And how can you practise speaking when you are alone?




شنبه 01 تیر 1392
ن : bmenglish ارسال نظر(0)

ترجمه های مختلف بسم الله الرحمن الرحیم به انگلیسی

1 – ترجمه ي رادوِل ( 1861 )

In the Name of God, the Compassionate, the Merciful.

 

2 – ترجمه ي پالمرِد ( 1880 )

In the name of the merciful and compassionate God.

 

3 – ترجمه ي عبدالحكيم ( 1905 )

By the name of Allah, the All-providing and the most Merciful God.

 

4 – ترجمه ي محمد علي ( 1917 )

In the name of Allah, the Beneficent, the Merciful.

 

5 – ترجمه ي غلام سرور ( 1929 )

( We commence ) with the name of God. The most Merciful ( to begin with ), The most Merciful ( to the end ).

 

6 – ترجمه ي يوسف علي ( 1934 )

In the name of Allah, Most Gracious, Most Merciful.

 

7 – ترجمه ي ريچارد بِل ( 1937 )

In the name of Allah, the Merciful, the Compassionate.

 

8 – ترجمه ي آربِري ( 1955 )

In the name of God, the Merciful, the Compassionate.

 

9 – ترجمه ي شير علي ( 1955 )

In the Name of Allah, the Gracious, the Merciful.

10 – ترجمه داوود ( 1956 )

In the Name of Allah, the Compassionate, the Merciful.

 

11 – ترجمه ي عبدالمجيد دريابادي ( 1957 )

In the Name of Allah, the Compassionate, the Merciful.

 

12 – ترجمه ي مير احمد علي ( 1964 )

In the name of God, the Beneficent, the Merciful.

 

13 – ترجمه ي ظفرالله خان ( 1971)

In the name of Allah, Most Gracious, Ever Merciful.

 

14 – ترجمه ي هاشم امير علي ( 1974 )

In the name of Allah the Rahman the Rahim.

 

15 – ترجمه ي محمد اسد ( 1980 )

IN THE NAME OF GOD, THE MOST GRACIOUS, THE DISPENSER OF GRACE.

 

16 – ترجمه ايروينگ ( 1985 )

In the name of God, the Mercy-giving, the Merciful.

 




پنج‌شنبه 09 خرداد 1392
ن : bmenglish ارسال نظر(0)

حـرف های یـواشكی با خـدا ...

گفتم: خسته‌ام.گفتی: لاتقنطوا من رحمة الله
از رحمت خدا نا امید نشید (زمر/53)

گفتم: هیشکی نمی‌دونه تو دلم چی می‌گذره.
گفتی: ان الله یحول بین المرء و قلبه
خدا حائل هست بین انسان و قلبش! (انفال/24)

گفتم: غیر از تو کسی رو ندارم.
گفتی: نحن اقرب الیه من حبل الورید
ما از رگ گردن به انسان نزدیک‌تریم (ق/16)

گفتم: ولی انگار اصلا منو فراموش کردی!
گفتی: فاذکرونی اذکرکم
منو یاد کنید تا یاد شما باشم (بقره/152)

گفتم: تا کی باید صبر کرد؟
گفتی: و ما یدریک لعل الساعة تکون قریبا
تو چه می‌دونی! شاید موعدش نزدیک باشه (احزاب/63)

گفتم: تو بزرگی و نزدیکت برای منِ کوچیک خیلی دوره! تا اون موقعچیکار کنم؟
گفتی: واتبع ما یوحی الیک واصبر حتی یحکم الله
کارایی که بهت گفتم انجام بده و صبر کن تا خدا خودش حکم کنه(یونس/109)

گفتم: خیلی خونسردی! تو خدایی و صبور! من بنده‌ات هستم و ظرف صبرمکوچیک... یه اشاره‌ کنی تمومه!
گفتی: عسی ان تحبوا شیئا و هو شر لکم
شاید چیزی که تو دوست داری، به صلاحت نباشه (بقره/216)

گفتم: انا عبدک الضعیف الذلیل... اصلا چطور دلت میاد؟
گفتی: ان الله بالناس لرئوف رحیم
خدا نسبت به همه‌ی مردم - نسبت به همه - مهربونه (بقره/143)

گفتم: دلم گرفته.
گفتی: بفضل الله و برحمته فبذلک فلیفرحوا
مردم به چی دلخوش کردن؟!) باید به فضل و رحمت خدا شاد باشن(یونس/58)

گفتم: اصلا بی‌خیال! توکلت علی الله.
گفتی: ان الله یحب المتوکلین
 
خدا اونایی رو که توکل می‌کنن دوست داره (آل عمران/159)




چهارشنبه 18 اردیبهشت 1392
ن : bmenglish ارسال نظر(0)

Write a Lesson Plan Guide

How to Develop a Lesson Plan

We have received several questions regarding how to write a good lesson plan. We went ahead and asked our experts, did some research, and have included some tips and guidelines below.

To begin, ask yourself three basic questions:

Where are your students going?

How are they going to get there?

How will you know when they've arrived?

Then begin to think about each of the following categories which form the organization of the plan. While planning, use the questions below to guide you during each stage.

مطلب ادامه دارد...




جمعه 06 اردیبهشت 1392
ن : bmenglish ارسال نظر(0)

معنی کلمه OKچیست؟ و از کجا آمده است؟

آیا تا بحال درباره کلمه okتحقیق کرده اید و آیا میدانید عبارت okاز کجا وارد زبان انگلیسی شده است؟ و یا معنی ok چیست؟

 4 نظریه مختلف وجود داره: 

روایت اول:

از جنگ های قدیمی شرع شد:

آیا میدانستید که: در زمان جنگهای باستانی هنگامیکه سپاهیان بدون تلفات از جنگ بر میگشته اند پلاکاردی حمل میکردند که روی آن نوشته بود:

"0 Killed".
From here we get the expression "O.K." which means all is good.

)تعداد تلفات( 0.Killed.)ریشهOKاز این اصطلاح است. 

روایت دوم:  

  از یک شوخی شروع شد:

روزنامه‌های آمریکایی در اواخر دهه ۱۸۳۰ به شکل تمسخرآمیزی کاری راشروع کرده بودند و مخفف‌های مثلا جالب را چاپ می‌کردند و یک مقاله‌نویس در روزنامه «بوستون مورنینگ پست» هم به عنوان یکی از این شوخی‌ها، مخففی ساخت به شکل«o.k.».

وی برای ساخت این مخفف، شکلی نادرست از کلمه«all correct» (تماما صحیح) را به صورت « oll kerrekt» در نظر گرفت و دو حرف اول آن را به صورت«o.k.» مخفف کرد. 

زمانی از این شوخی نگذشته بود که دشمنان اندرو جکسون، هفتمین رئیس‌جمهور ایالات متحده شایعه‌ای به‌راه انداختند که این رئیس‌جمهور، سواد درست خواندن و نوشتن ندارد و به عنوان شاهد این مدعا گفتند که وی اگر سواد داشت اجازه نمی‌داد کلمات غلطی مانند «اوکی» در رسانه‌های کشور چاپ شود. 

همین، آغاز شهرت و رواج اوکی بود. چیزی نگذشت که متصدی‌های تلگراف قرار گذاشتند تا برای اعلام وضعیت رفع خطر یا همان وضعیت عادی، از O.K.استفاده کنند و پس از آن دیگر کسی نتوانست جلوی رواج روزافزون آن را بگیرد.

مطلب ادامه دارد ....

 




یکشنبه 25 فروردین 1392
ن : bmenglish ارسال نظر(0)

Food IDIOMS

apple of her/his eye

MEANING: someone or something that one likes a lot

EXAMPLE:

The little girl is the apple of her grandfather’s eye.

bad egg

MEANING: a bad person, bum

EXAMPLE:

That man is a bad egg so you should try and avoid him if you can.

big cheese

MEANING: an important person, a leader

EXAMPLE:

He is a big cheese in his company so you should be very nice to him.

bread and butter

MEANING: basic needs of life (food,shelter,clothing)

EXAMPLE:

The voters are worried about bread and butter issues like jobs and taxes.

bring home the bacon

MEANING: earn your family’s living

EXAMPLE:

Recently he has been working very hard trying to bring home the bacon. He has no time to do anything else.




یکشنبه 20 اسفند 1391
ن : bmenglish ارسال نظر(1)

معنی سین های هفت سین

عید باستانی نوروز بر شما بازدید کننده عزیز مبارک باد

اولین سین : سنجد
سنجد نماد سنجیده عمل کردن است . سنجد را براین باور بر سفره میگذارند که هرکس با خویشتن عهدکند که درآغاز سال هرکاری را سنجیده انجام دهد . سنجد نشانه گرایش به عقل است . اح­ترام به تفکر و ترویج و خردمندی . اولین چیزی که خداوند آفرید عقل بود پس عقلانیت را ارج مینهیم و خردمندی را بزرگ .

دومین سین : سیب
دومین سینی که برسفره مینهند سیب است که نماد سلامتی میباشد .

سومین سین : سبزه
سبزه پس از سنجد و سیب بر سفره گذاشته میشود که نشانه خرّمی وشادابی وخوش اخلاقی است . سبزی با خود شادابی نیکویی و زندگی را بهمراه می آورد . من با خویشتن عهد میکنم که دراین سال شاد و خوش خلق وخوش اخلاق باشم . رنگ سبز ارتعاش افکار ما را موزون نگه میدارد و به ما آرامش میدهد .

چهارمین سین : سمنو
سمنو مظهر صبر و مقاومت وعضو عدالت و قدرت است .

پنجمین سین : سیر
سیر به نشانه دست نگه داشتن از تجاوز به سفره هفت سین راه یافته تا پای را از گلیم خویش بیرون ننهیم . سیر نماد مناعت طبع است یعنی انسان باید همواره با قناعت برجهان بنگرد که انسان قانع از نفس کری­ش برتر از انسان قانع به دارندگی ثروت است . پس سیر که نشانه قناعت و یادآور امتناع از تجاوز است را برسرسفره مینهیم تا انسانی عاقل سالم شاداب قوی و قانع باشیم . سیر چشمی و چشم سیری از بزرگترین صفات انسان برتر میباشد .

ششمین سین : سرکه
سرکه نماد پذیرش ناملایمات و نماد رضا و تسلیم است . واقف براین نکته هستیم که زندگی پیوسته توام با رنج و مشقت و زح­مت است و هیچ انسان متعهد و بامسئولیتی نیست که بدون دغدغه بتواند به زندگی ادامه دهد . خداوند زمین وآسمان و انسان را آسوده و بی غم نیافرید و سرکه گویای نکته ایست از تسلیم دربرابر رخدادهای ناگوار زندگی .

و هفتمین سین : سماق
آخرین سین سفره هفت سین سماق است . سماق نماد صبر و بردباری و تحمل دیگران است . صبر به انسان میاموزد که درگذر زندگی خستگی را بایدخسته کند وکام را بیابد .




سه‌شنبه 01 اسفند 1391
ن : bmenglish ارسال نظر(3)

نغزستان

 

نعره هیچ شیری خانه چوبی مرا خراب نمی کند، من از سکوت موریانه ها می ترسم.

به شخصیت خود بیشتر از آبرویتان اهمیت دهید. زیرا شخصیت شما جوهر وجود شماست و آبرویتان تصورات دیگران نسبت به شما است.

باران که میبارد همه پرنده ها به دنبال سرپناهند، اماعقاب برای اجتناب از خیس شدن بالاتراز ابرهاپرواز میکند. این دیدگاه است که تفاوت را خلق میکند.

گورستان ها پر از افرادی است که روزی گمان می کردن که چرخ دنیا بدون آنها نمی چرخد.

یک شمع روشن می تواند هزاران شمع خاموش را روشن کند و ذره ای از نورش کاسته نشود.

مشکل فکر های بسته این است که دهانشان پیوسته باز است.

تنها دو گروه نمى توانند افکار خود را عوض کنند: دیوانگان تیمارستان و مردگان گورستان. “وین دایر”

یک درخت هرچقدر هم که بزرگ باشد با یک دانه آغاز میشود, طولانی ترین سفرها با اولین قدم. (لائوتسه)

در مسابقه بین شیر و آهو، بسیاری از آهوها برنده می شوند. چون شیر برای غذا می دود و آهو برای زندگی. پس: ” هدف مهم تر از نیاز است “

اگر میخواهی دروغی نشنوی ، اصراری برای شنیدن حقیقت مکن!

 

کسانی که پشت سرتان حرف می زنند ، دقیقا به همانجا تعلق دارند، پشت سرتان!

اگر موفق شدید به کسی خیانت کنید،آن شخص را احمق فرض نکنید. بلکه بدانید او خیلی بیشتر از آنچه لیاقت داشته اید به شما اعتماد کرده است…

 




سه‌شنبه 10 بهمن 1391
ن : bmenglish ارسال نظر(0)

پانزده واقعیت درباره شما!!!

 

من حداقل 15 حقیقت رو راجع به شما میدونم:

1.الان توی اینترنتی
2. الان توی وبلاگ منی
3. یک انسان هستی
4.الان داری مطلب منو میخونی
5.تو نمیتونی با زبون بیرون بگی ژ
7.الان داری امتحان میکنی
8.الان خنده ات گرفت
9.اصلا ندیدی که عدد 6 رو جا انداخته ام
10. الان چک کردی ببینی واقعا جا انداختم عدد 6 رو یا نه
11. الان باز خندیدی
12. نمیدونی که من یه عدد رو هم چند بار نوشتم
13. الان چک کردی ببینی کدومه
14. پیداش نکردی و داری دوباره میخندی
15. ولی نمیدونی که منم دارم به تو میخندم چون منظورم عدد 1 بود که 8 بار تا الان نوشتم

 




دوشنبه 09 بهمن 1391
ن : bmenglish ارسال نظر(0)

شعر یک کودک آفریقایی

When I born, I black
When I grow up, I black
When I go in
Sun, I black
When I scared, I black
When I sick, I black
And when I die, I still black

And you white fellow
When you born, you
pink

When you grow up, you white

When you go in sun, you red

When you cold, you blue

When you scared, you yellow

When you sick, you green

And when you die, you grey

And you calling me colored?!